تبليغاتX
حس _نوشت

حس _نوشت

رمانی پایان یافته

سخت بودولی ممکن

سلام دوست جونای مریم بانووحس نوشت..

سال نونهنگیتون مبارک باشه..

امیدوارم غم تودلتون نیادامسال.

چیه؟تعجب کردید؟نه.نه.اشتباه نیومدیداینجاهمون حس نوشته قبلیه ولی...

یه خبرمهم دارم واسه شما...

_: حس نوشت تمام خاطرات مریم بانوبود.رمان تمام شده ی گذشته ی من.

تمام نوشته هاروسعی کردم تاجایی که میشه کات کنم ازذهنم وتو حس نوشت پیست.

درحس نوشت تخته شد ویه حس نوشت جدیدبایه اسم جدیدساخته .

حس نوشتی که مخاطب خاصی ندارد(چه کسی).

حس نوشت قبلی پاک شد.شماالان توحس نوشت جدیدهستیدالبته بااسم قبلیش!

خیلی سخت بود پاک کردن حس نوشت وساختنش ازنو.انتخاب قالب جدیدش.گذاشتن ترانه ای که عاشقانه دوستش دارم وخالصانه به متنش ایمان.اماممکن بود.انگارقلبم متلاشی شدوقتی دکمه ی حذف روکلیک کردم ولی وقتی این حس نوشت جدیدرودیدم یه جون تازه گرفتم انگاریه بارسنگینی ازدوشم برداشته شدویه دین بزرگی رواداکردم یه آرامش خاصی گرفتم.هی

این که حس نوشت جدیدرودساختم فقط وفقط به خاطردله خودمه ولطفی که دوستان بهم دارن وجواب به ده هانفری که پیام خصوصی دادن وازآینده ی حس نوشت سوال کردن.

من تواین حس نوشت مریم بانوبودم.وقتی که حس نوشت تموم بشه مریم بانوهم خلاص...که تمام شد..!

تمام خاطرات رو ازذهنم محوکردم. تنهاسایه ای ازشون داخل اون حس نوشت به جاگذاشته بودم که اونم....

سال نوشد.یه حس نوشت جدیداومدبایه اسم جدید.سایه های گذشته محوشد.مریم بانومرد و مریم.ع به دنیااومد...

خاطرات من کات شدن توحس نوشت.سه سال زندگیموفاکتورگرفتم باهمه ی خاطرات شیرینی که ازاین سال هاداشتم.که نمیخواستم تموم بشن ولی شدن.حالاهم راضیم. خواست خدابوده خب..وقتی حضرت ابراهیم ازخواست خداکه بریدن سرحضرت اسماعیل تنهاپسرش که بعدسال هاتازه پیداش کرده بود،راضی بود،آخه من کیم که به خاطرهمچین مسائلی ناراضی ویاناراحت باشم؟!!

جدی وقتی به همه چیزیه نگاه همه جانبه بندازیموازهمه ی زوایابرسیش کنیم اون موقس که به خودمون ومسائل کوچیکی که مثه یه غول میبینیمشون وتازه اسمشونم میزاریم مشکلات!!می خندیم..

خب کجا بودیم دوس جونای من؟!

آهان..

من.مریم .ع شماروبه وبلاگم "چه کسی؟"دعوت میکنم.

در"چه کسی ؟"خوده واقعیمم.خوده خودم.

گذشته هاگذشتن.بایددراکنون زندگی کرد. "چه کسی؟" اکنون منه.

تورشته ای که باعلاقه دارم میخونمش دارم یادمیگیرم وعمل میکنم که:

ذهنت روازگذشته پاک کن.گذشته ای وجودنداره.ازنوشروع کن.

مریم.ع درسال1391با"چه کسی؟"به دنیامیاد.روزتولدشوجشن میگیره.وهمه چیزازنوشروع میشه...

سال نوی شما مبارک.شخصیت نوشما مبارک.منه نوی شما مبارک.سال هابگذره ونوبمونید.کهنه فراموشی تون مبارک.مبارک من هم باشه...دست وروبوسی بادوست جونای دخترم.تبریک به دوست جونای پسرحس نوشت.هرکجاهستیدشادوپیروزوموفق باشید.تشکرمیکنم ازشماکه دوسال ودوماه دوروز پابه پای حس نوشت بالااومدین.تشکرازدوستای احساساتیم که به قول خودشون باغم حس نوشت غمگین شدن وباشادی هاش شاد.درسته حس نوشت ازیادرفته  میشه اماغمی توش نبود.هرچی گذشت ومحوشدشادی وشوروتجربه وپیداکردن دوستای گلی که یکیش تویی بود.

ممنونم ازهمه ی اونایی که بودن وهستن.ممنون ازاونایی که نبودن وهستن وبه یادتمام اونایی که بودن ونیستن.

روزهاتون نوترازدیروز.دیروزتون بهترازدیروزش.امروزتون شادتروپربارتروپیشرفته ترازدیروزوپری روزوهرروزتون نوروز،نورزتون پیروز.همیشتون پیروز...همیشتون نوروز.خوش باشیدهرروز.دوستون دارم بیشترازدیروز...

قربان شما مریم بانوی دیروز مریم.ع امروز...

خداحافظ حس نوشت دیروز وسلام به"چه کسی؟"همیشه امروز...

چی گفتم من!!!!!!!!

پ.ن۱:ترانه ی شاهکارِ معین"گذشته هاگذشته"

حالاس که بایدبگم :بفرماییدبه "چه کسی؟!!"

http://who-2.blogfa.com/        

 واسه نظردادن راجع به چه کسی همون جانظربزارید

ضمنا حس نوشت دیگه آپ نخواهدشد..

[ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 12:25 ] [ مریم بانوღ ] [ ]